طبیعت گرایی
 
روانشناسی تربیتی
مطالب علمی در حیطه ی روانشناسی تربیتی
 
 
چهار شنبه 25 آبان 1390برچسب:, :: 21:14 ::  نويسنده : محمد شریفی

طبیعت گرایی در فلسفه ی قدیم به معنایی به کار می رفت که ماده گرایی و لذت جویی و هرگونه دین گریزی را در بر می گرفت . البته با وجود اینکه معادله ی قدیمی که طبیعت گرایی مساوی ماده گرایی است در صد ساله ی گذشته دستخوش تغییرات زیادی شده است ولی معنی اولیه ی لغت هنوز از صحنه خارج شده است . از ویژگیهای طبیعت گرایی می توان به این موارد اشاره کرد :

1-تنها واقعیت طبیعت است .

2-طبیعت مستقل از انسان وجود دارد .

3-اداره ی طبیعت بر عهده ی خودش است .

4-زندگی باید با طبیعت سازگار باشد.

5-اصالت با فرد است .

6-حواس آدمی مهم ترین و معتبر ترین وسیله ی کسب معرفت اند .

7-ارزشهای اخلاقی به زمینه های طبیعی بستگی دارند .

البته بین طبیعت گرایان گروههای مختلفی وجود دارند مثلا روسو ، پستالوتسی و اسپنسر هر کدام دید خاص خود را داشته اند وی به رغم این تنوعات 3 مضمون مشترک طبیعت گرایی در آموزش و پرورش عبارتست از : 1- توجه به طبیعت انسانی برای تامین مقاصد آموزش و پرورش.2- حواس، کلید درک طبیعت است .3- آموزش و پرورش باید همانند طبیعت که تدریجی و تکاملی است فارغ از عجله باشد .  طبیعت گرایی در تقابل با رئالیسم مذهبی ، عقل گرایی انتزاعی یا آخرت گرایی بر همسویی انسان با طبیعت صحه می گذارد . ناتورالیسم مشروعیت احساس و عاطفه را در کنار علم و عقل مورد تاکید قرار می دهد . طبیعت گرایی ازآثار ماوراءالطبیعه گرایی کلیسا و آثار جاویدان یونان و روم به عنوان منابع طبیعت روی گردانده وبه جای آن توجه خویش را به طبیعت معطوف داشتند .

طبیعت گرایان تحت تاثیر جنبش روشنگری طبیعت را به مثابه ماشین جهانی بسیار منظمی که انسانها هم جزیی از آن هستند در نظر می گرفتند. فلاسفه ی عصر روشنگری بر این باور بودند که از روش علمی می توان برای تحلیل طبیعت بهره گرفت و از این طریق قوانین طبیعی حاکم بر جهان را کشف کرد . فیلسوفان عصر روشنگری و طبیعت گرایان تربیتی انقلابیونی بودند که نظام قدیم را مورد سوال قرار دادند و شاهانی را که در پرتو فیض الهی حکومت می کردند بر انداختند و البته انتشار کتاب اصل انواع داروین و نظریه ی تکامل بعد تازه ای را بر طبیعت گرایی گشود .

در ادامه درباره ی چند تن از شخصیت های این مکتب مطالبی ارائه می شود .

توماس هابز: به عقیده ی هابز آدمیان با یکدیگر دررقابت دائمی هستند یعنی هر کس علیه دیگری می جنگد به همین سبب به عقیده ی این فیلسوف مدارس باید برروی رقابت میان محصلان نه همکاری میان آنان تاکید کند و بر معیارهای آموزش رقابتی تاکید می شود .

هربرت اسپنسر : در بین سالهای 1820 تا 1903 زندگی می کرده است . با نوشتن رساله ای به نام (کدام دانش بیشترین ارزش را دارد ؟) به شهرت رسید که البته بعدها ویل دورانت ضمن اعتراف به تاثیر شگرف اسپنسر بر تعلیم و تربیت جهان و اظهار تاسف از این تاثیر خاطر نشان کرده است که برای دنیا بهتر بود که اسپنسر کتابی درباره ی تربیت نمی نوشت در واقع عقاید اسپنسر درباره ی تعلیم و تربیت بر اساس نظریه ی چارلز داروین بود و چون در جوامع غربی که بر اثر رنسانس و انقلاب صنعتی روحیه ی الحادی و ضد دین حکم فرماشده بود مورد استقبال شدید قرار گرفت .

اسپنسر باور داشت که رشد و تکامل انسان از یک رشته مراحل تحولی ویژه می گذرد به همین ترتیب تکامل اجتماعی نیز بر اساس یه جریان تحول یافته است و از آن طریق جوامع ساده و مشابه گذشته به صورت نظام های اجتماعی پیچیده ی کنونی ظاهر شده اند .

بر این مبناست که نظریه ی داروینیسم اجتماعی اسپنسر در نیمه ی دوم قرن نوزدهم ارائه شد بر اساس این نظریه اسپنسر معتقد است که این جوامع صنعتی به نوعی از آموزش و پرورش فنی حرفه ای و تخصصی نیازمنداند که بر محور هدف های واقعی علمی عملی و هدف های سود بخش شکل گرفته اند و نه آرمانهای تعلیم و تربیت که